کتاب دل کور

کتاب دل کور

کتاب دل کور

 

کتاب «دل کور» نوشته‌ی «اسماعیل فصیح» است.

صادق پسر آخر یک خانواده‌ی سنتی در محله‌ای قدیمی در تهران است که داستان خود و خانواده‌اش را تعریف می‌کند. پدرش مغازه‌دار نام‌آشنای بازار است.

حوادث پرفرازونشیب چهار پسر او که هرکدام دارای روحیات و علاقه‌های متفاوتی هستند، داستانی پرکشش و جذاب را پدید آورده است.

در بخشی از رمان می‌خوانیم:

«اشک روی گونه‌های زن لغزید. دکتر جوان بی‌حرکت ماند حالا بیدار و هوشیار به حقیقت بود. راست نشست و سیگار روشنش را توی زیرسیگاری کنار تخت له و خاموش کرد.

بدون آنکه سرش را برگرداند و انگاری که با خودش حرف می‌زند زیر لب گفت: “میدونی، من هیچوقت از این پیرمرد خرفت خوشم نیامده بود اما امشب، چرا امشب حالا یکهو دلم براش می‌سوزه؟”

جوابی بر این پرسش نبود و آن‌ها هر دو می‌دانستند. زن جوان در سکوت دست او را گرفت و نوازش کرد. بیرون پنجره، شب سفید و ساکت شهر را گرفته بود.

دانه‌های روشن برف روی خیابان می‌ریخت. از رختخواب بیرون آمد، به گوشه‌ی اتاق رفت، جلوی کمد لباس‌ها ایستاد، دستش را روی دستگیره‌ کمد گذاشت. چند لحظه بی‌حرکت و گمشده باقی ماند…»

خرید

کد تخفیف ۲۵ هزارتومانی (خرید بالای ۱۰۰ هزار تومان)(اولین خرید)

REF7JNDSUZ0SK