نکات مهم فلسفه-چهارم انسانی

امتیاز 4.20 ( 5 رای )
نکات مهم فلسفه-چهارم انسانی

teach98.ir

نکات مهم فلسفه-چهارم انسانی

 

درس یک کلیات (۱)

۱- فلسفه تلاش می‌کند تا کلی‌ترین امور رامورد تبیین عقلانی قرار دهد.

۲- فلسفه مبانی علوم تجربی را تحکیم کرده و به شناخت آن می‌پردازد.

۳- قلمرو اصلی فلسفه، پهنه‌ی بی‌پایان هستی است.

۴- فلسفه علم هستی شناسی است وبه این اعتبار به آن مابعدالطبیعه می‌گویند.

۵- مابعدالطبیعه به شناخت اشیاء فقط از آن جهت که هستند می‌پردازد.

۶- فلسفه درمعنای خاص علم به احوال موجودات است از آن جهت که وجود دارند نه از آن جهت که تعینی خاص دارند.

۷- فلسفه تمام هستی را تفسیر می‌کند ولی علوم مختلفه جنبه‌ای از هستی را تفسیر می‌کند.

۸- اساس بحث های فلسفه وجود آن هاست.

۹- روش فلسفه روشی عقلانی است و با اموری کلی سر و کار دارد.

۱۰- فلسفه در علوم انسانی و تجربی کار آمدی خود را نشان می‌دهد.

۱۱- ماوراءالطبیعه مرتبه‌ای از هستی است و مابعدالطبیعه علم به هستی است در حالت کلی.

۱۲- مابعدالطبیعه مباحث خود را در ضمن مفاهیمی چون علت و معلول و حادث و قدیم تبیین می‌کند.

۱۳- اصطلاحاتی که در فلسفه و مابعدالطبیعه به کار می‌رود زبان مابعدالطبیعه نامیده می‌شود.

۱۴- هدف و قصد مابعدالطبیعه شناخت کل جهان هستی است.

۱۵- امورات عادی زندگی را فطرت اول می‌گویند.

۱۶- گذشتن از فطرت اول و خارج شدن ازعقل معاشی و رسیدن به مطلق وجود فطرت ثانی می‌گویند.

۱۷- فطرت ثانی انسان را به گوهرو حقیقت وجود خویش نزدیک می‌کند.

۱۸- دلیل ماهیت فلسفی دین دلیل عقلی و دلیل نقلی می‌باشد.

۱۹- طرح مباحث وجود شناسی در معارف الهی هرگز ماهیت این بحث را دگرگون نمی‌کند.

۲۰- اختلاف تعابیر، اختلاف حقیقت نیست.

۲۱- بحث از وجود در هر کجا که مطرح شود مربوط به فلسفه می‌باشد.

۲۲- در قالب اصطلاحات فلسفی در ماهیت دینی نیست ولی در فلسفه است.

۲۳- مباحث دینی منشاء آسمانی دارند اما محتوایی فلسفی دارند.

۲۴- آیات و احادیث و روایات نمونه هایی از دلیل نقلی می‌باشد.

۲۵- آغاز دین، معرفت و شناخت کردگار می‌باشد.

۲۶- کمال معرفت، ایمان به ذات آفریدگار و کمال ایمان در توحیداوست.

۲۷- کمال توحید در اخلاص و کمال اخلاص در نفی صفات زاید بر ذات اوست.

۲۸- در قبال دعوت به تفکر سه گروه به نام های اشاعره و معتزله و ائمه معصومین وجود دارند.

۲۹- به گفته‌ی اشاعره هرگونه بحث و تفکر در آیات قرآن ناروا وممنوع شمرده می‌شود.

۳۰- به گفته‌ی گروه معتزله هرآن را  چه از لحاظ عقل قابلت تفسیر نباشد قابل قبول نیست.

 

teach98.ir

 

۳۱- به گفته‌ی ائمه معصومین درقبال مسائل عقلی با توجه به توان و استعداد افراد به آن‌ها جواب می‌دهند.

۳۲- دین به ما یک جهان شناسی می‌دهد که با آگاهی های فلسفی سازگاری دارد.

۳۳- دین دعوت به تفکر می‌نماید.

۳۴- فلسفه اسلامی در برخورد با ملل دیگر راه میانه را در پیش می‌گیرد.

۳۵- خاستگاه فلسفه اسلامی در متن و بطن خود اسلام است.

۳۶- برای فهم فلسفه اسلامی باید به چگونگی آشنایی مسلمانان با فلسفه یونان بپردازیم.

 

درس دو کلیات (۲)

 

۱- نمایندگان بزرگ فلسفه یونان سقراط و افلاطون و ارسطو می‌باشند.

۲- مراکز علمی فلسفی در طول تاریخ به ترتیب یونان، اسکندریه، انطاکیه، حرّان و بغداد است.

۳- مسلمانان در سال ۶۳۸ میلادی سوریه و عراق را تسخیرکردند.

۴- در سال۶۶۱ میلادی دولت بنی امیه در دمشق تشکیل شد.

۵- در دوران خلافت بنی امیه شرایط برای فعالیت های علمی به حال تعطیل درآمد.

۶- در خلافت بنی عباس اوضاع از جنبه‌ی علمی تا حدودی دگرگون شد.

۷- در دوران بنی عباس و بنی امیه ایرانیان به دستگاه خلافت راه یافتند.

۸- در دوران بنی امیه و بنی عباس بغداد مرکز خلافت اسلامی قرار گرفت.

۹- خلافت عباسیان به یاری ایرانیان استوار شد.                  

۱۰- شهر بغداد در سال ۱۴۵ هجری تأسیس شد.

۱۱- بغداد در زمان منصور دوانیقی و با توصیه برمکیان تأسیس شد.

۱۲- نو افلاطونیان در زمان انوشیروان خراسانی وجود داشتند.

۱۳- تعداد نو افلاطونیان هفت نفر بود.

۱۴- ایرانیان قبل از تسلط مسلمانان با فرهنگ یونانی آشنا شدند.

۱۵- استادان فلسفه‌ی حرّان در عهد خلافت معتضد عباسی از حرّان به بغداد منتقل شدند.

۱۶- هارون الرشید با تشویق وزیر خود یحیی برمکی «بیتُ الحِکمَه»  را در بغداد تأسیس کرد.

۱۷- نام دیگر« بیتُ الحِکمَه»، «خَزانَهُ الحکمه» می‌باشد.

۱۸- یحیی برمکی، وزیر هارون الرشید بود.

۱۹- بیتُ الحِکمَه در بغداد تاسیس شد.

۲۰- خَزانَهُ الحکمه، مرکز تجمع اهل علم و فلسفه بود.

۲۱- بیتُ الحِکمَه در دوره‌ی خلافت مأمون رونق زیادی یافت.

۲۲- حُنینِ بن اسحاق مترجم معروف وزبردستی در زمان مأمون بود.

۲۳- مسلمانان مدت سه قرن به ترجمه‌ی آثارعلمی و فلسفی پرداختند

۲۴- مأمون هم وزن کتاب‌ها به حُنینِ بن اسحاق زرِ ناب می‌بخشید.

۲۵- حُنینِ بن اسحاق آثاری را از زبان یونانی به عربی ترجمه می‌کرد.

۲۶- اسحاق پسر حنین مترجمی چیره دست بود.

۲۷- حُنینِ بن اسحاق به ترجمه‌ی کتاب های طبّی اشتغال داشت.

۲۸- اسحاق بن حنین برخی از کتاب های مهم ارسطو را ترجمه کرد.

۲۹- اسحاق بن حنین به ترجمه‌ی کتاب های فلسفی همّت گماشت.

۳۰- ابو بِشْر مَتّی بن یونس، استاد فارابی بود.

۳۱- ابو بِشْر مَتّی بن یونس کتاب شعر ارسطو را ترجمه کرد.

۳۲- ابن ناعِمِه کتاب «اُثُولوجیا» را که بخشی از تاسوعات افلوطین است ترجمه کرد.

۳۳- کِندی را از نظر تاریخی نخستین فیلسوف مسلمان می‌دانند.

۳۴- اولین شارح اسکندر را اَفرودیسی می‌باشد.

۳۵- ابن سینا، اَفرودیسی را فاضل متأخرین نامیده است.

۳۶- به دلیل غلبه‌ی تفکر ارسطویی و جنبه‌ی عقلی و استدلالی فلسفه اسلامی فلسفه مشاء نام گرفت.

۳۷- با ترجمه آثار فلاسفه‌ی اسلامی غربی‌ها با اندیشه ارسطو آشنایی پیدا کردند.

۳۸- اُگوستینوس فیلسوف مسیحی نامدار قرن پنجم میلادی می‌باشد.

۳۹- با ترجمه آثار فلاسفه اسلامی راه سازگاری میان عقل و دین بیشتر شد.

۴۰- در قرن دوازدهم میلادی آثار ابوعلی سینا و ابن رشد به لاتین ترجمه شد.

 

teach98.ir

 

۴۱- در قرن سیزدهم، دانشگاه پاریس، نخستین دانشگاه مغرب زمین بنیان گذاری شد.

۴۲- استادان دانشگاه پاریس آلبرت کبیر و توماس آکوئینی و نامداران دیگری بودند.

۴۳- دانشگاه آکسفورد در انگلستان تأسیس شد.

۴۴- دانشگاه آکسفورد از وجود کسانی چون راجر بیکن بهره می‌برد.

۴۵- راجر بیکن از نظر فلسفی از ابن سینا و از نظر علمی از ابن هِیثَم تاثیر می‌پذیرفت.

۴۶- اصالت عقل اروپاییان را در عصر جدید تا حد زیادی متأثر از فلسفه اسلامی می‌دانند.

۴۷- فلسفه مشائی در قرن ششم مورد انتقاد شدید غزالی و فخر الدین رازی قرار گرفت.

۴۸- فلسفه مشائی به وسیله‌ی ابن سینا به تکامل رسید.

۴۹- بهمنیار و ابو العباس لوکری از شاگردان ابن سینا بودند.

۵۰- شهاب الدین سهروردی مؤسس مکتب فلسفی اشراق بود.

۵۱- در قرن هفتم خواجه نصیرالدین با توجه به حکمت اشراق به احیای حکمت فارابی پرداخت.

۵۲- قطب الدین شیرازی شاگرد خواجه نصیر می‌باشد.

۵۳- قطب الدین شیرازی بزرگترین دایره المعارف یعنی کتاب دُرّه التاج را تألیف کرد.

۵۴- قطب الدین رازی کتاب محاکمات را نوشت.

۵۵- صدرالمتألهین شیرازی فلسفه اسلامی را به مرتبه دیگری از کمال رسانید.

۵۶- ملاصدرا فلسفه خود را «حکمت متعالیه» نامید.

۵۷- بزرگترین مروجان فلسفه صدرایی، مرحوم استاد علامه طباطبایی است.

۵۸- در قرن یازدهم میرداماد کوشید فلسفه ابن سینا را به روش اشراقی تفسیر کند.

۵۹- متفکران قرون وسطی با افکار افلاطون و نو افلاطونیان آشنایی داشتند.

۶۰- سیطره‌ی فکری اُگوستینوس از قرن پنجم تا قرن دوازدهم میلادی ادامه داشت.

 

درس سه : مبانی حکمت مشاء (۱)

 

۱- مؤسس فلسفه اسلامی ابونصرفارابی است.

۲- فلسفه اسلامی سرشتی کاملاً استدلالی داشت.

۳- ابوعلی سینا فلسفه اسلامی را رونق بخشید.

۴- نخستین ومهم‌ترین اصلی که می‌تواندمبدأ تحقیق فلسفی قرار بگیرد اصل واقعیت است.

۵- اصل واقعیت مرز جدایی فلسفه و سفسطه می‌باشد.

۶- اصل واقعیت مستقل از ادراک آدمی است.

۷- اصل واقعیت از بدیهیات اولیه است و اثبات شدنی و انکار شدنی نیست.

۸- از جمله مسائلی که حکمای مشاء درباره آن بحث کرده‌اندمسئله تفکیک وجود و ماهیت است.

۹- وجود و ماهیت با هم مغایر هستند.

۱۰- موضوعات متنوع و کثیر که با هم فرق می‌کند ماهیت نامیده می‌شود.

۱۱- وجود و ماهیت با یکدیگر واحد نیستند بلکه مغایر هستند.

۱۲- مغایرت وجود و ماهیت ذهنی است.

۱۳- همه‌ی اشیای واقعی درجهان درذهن مابه دوجزءتحلیل می‌شوند.

۱۴- وجوب و امکان و امتناع از مواد قضایا می‌باشند.

۱۵- امکان هم جنبه ایجابی و هم جنبه سلبی دارد.

۱۶- مواد قضایای منطقی متناظر با مواد ثلاث فلاسفه هستند.

۱۷- مواد ثلاث در فلسفه مورد بحث است.

۱۸- مواد قضایا در منطق مورد بحث است.

۱۹- مواد ثلاث به ترتیب واجب الوجود، ممکن الوجود، ممتنع الوجود می‌باشد.

۲۰- مواد ثلاث از ابداعات حکمت مشاء است.

۲۱- ممتنع الوجود در عالم هستی وجود ندارد.

۲۲- در رابطه‌ی امتناعی محال است محمول بتواند عارض موضوع گردد.

۲۳- رابطه‌ی وجوبی، حتمی و اجتناب ناپذیراست و عقل خلاف آن را قبول نمی‌کند.

۲۴- در رابطه‌ی امکانی عقل نه ناگزیر آن است نه نفی آن.

teach98.ir

 

درس چهار :  مبانی حکمت مشاء (۲)

 

۱- کهن‌ترین مسئله‌ی فلسفه، مسئله‌ی علت و معلول است. 

۲- مهم‌ترین عاملی که انسان را در مسیر تفکر می‌اندازد علت و معلول است.

۳- رابطه‌ی در وجود از روابط دیگر عمیق تر می‌باشد.

۴- تمام هستی و واقعیت معلول با رابطه‌ی در وجود تحقق می‌یابد.

۵- علت آن چیزی است که معلول در هستی خود به آن نیازمند است.

۶- بنابر اصل علّیت هیچ چیز در جهان از روی «صُدفه» و «اتفاق» پدید نمی‌آید.                                                                     

۷- ملاک نیازمندی معلول به علت درآرای حکمای یونان مشاهده نمی‌شود.

۸- علم کلام علمی است که درباره‌ی عقاید اسلامی بحث کرده و اصول اعتقادات را توضیح می‌دهد.

۹- حادث در عرف و لغت به معنی «نو» و قدیم به معنی «کهنه» است.

۱۰- حادث عبارت است از چیزی که نیستی اش بر هستی اش تقدّم داشته باشد.

۱۱- قدیم عبارت است از چیزی که هستی اش بر نیستی اش تقدّم داشته باشد.

۱۲- متکلمان اسلامی معتقدند که فقط خداوند قدیم می‌باشد.

۱۳- بیش از یک قدیم وجود ندارد و هر چه غیر از اوست حادث است.

۱۴- حکما معتقدند که ملاک نیازمندی یک معلول به علت در خود شی است.

۱۵- هر شی حادثی مقدّم بر وجود و عدم خویش ذاتاً یک ممکن الوجود است.

۱۶- امکان ذاتی عبارت است از این که شی به حسب ذات و ماهیت خویش نه ضرورت وجود و نه امتناع وجود داشته باشد.

۱۷- حجت نیاز معلول به علت، در امکان ذاتی یا تساوی ماهیت معلول نسبت به وجود و عدم نهفته است.

۱۸- علت تامه وجود دهنده و هستی بخش می‌باشد و شرط لازم و کافی برای وجود شی است.

۱۹- علت ناقصه به نحوی با معلول سرو کار دارد و فقط شرط لازم برای تحقق معلول است.

۲۰- علت ناقصه تنها جزئی از علت تامه است ونمی‌تواندبه خودی خود موجب وجود معلول باشد.

۲۱- علت تامه همان گونه که به معلول وجود می‌بخشد،ضرورت بخش نیز هست.

۲۲- نفی قانون علیت، بانفی هرعلم و فرورفتن در ورطه‌ی سوفسطایی گری مساوی می‌باشد.

۲۳- به نظر متکلمان اسلامی قدیم بی نیاز از خالق است.

۲۴- مسأله فلسفی«ملاک نیازمندی معلول به علت» به واسطه‌ی نزاع میان متکلمین و فلاسفه اسلامی مطرح شده است.

۲۵- به گفته‌ی ابن سینا: «موصوف بودن موجود به اینکه بعد از عدم و نیستی است، ربطی به فعل و فاعل و اثر جاعل ندارد.

۲۶- متکلمین و فلاسفه هرپدیده‌ای را به ترتیب حادث و ممکن می‌نامند.

۲۷- ضرورت علّی و معلولی منحصراً در علت تامه تحقق می‌یابد.

۲۸- مهم‌ترین عاملی که انسان را در مجرای تفکر می‌اندازد ادراک اصل فلسفی علت و معلول است.

۲۹- اعتقاد به صُدفه مستلزم عدم نظم و قاعده در کار جهان است.

۳۰- مفهوم اصل علّیت عبارت است از جهان مجموعه‌ی به هم پیوسته و مرتبط الاجزاء است.

۳۱- به نظر حکماء منشاء نیازمندی معلول به علت امکان ذاتی است.

۳۲- کتاب نفیس «اصول فلسفه و روش رئالیسم» از مرحوم استاد علامه‌ی طبا طبایی است.

۳۳- علت تامه‌ی هر معلول به معلول خودش ضرورت می‌بخشدو معلول آن در پی این ضرورت به وجود می‌آید.

۳۴- هرچیزی تاوجودش به مرحله‌ی وجوب و ضرورت نرسد، موجود نمی‌گردد.

۳۵- نظام عالم هستی نظامی وجوبی و قطعی است.

۳۶- قاعده‌ی اصل سنخیت الواحد است.

۳۷-مفهوم سنخیت عبارت است از هرعلتی فقط معلول خاصی را ایجاد می‌کند و هرمعلولی تنها از علت خاصی صادر می‌شود.

۳۸- اصل علّیت از اصل سنخیت انفکاک ناپذیرمی‌باشد.

۳۹- سلسله‌ی علل، متناهی است و نامتناهی بودن آن محال است.

۴۰- حکمایی نظیرفارابی، ابن سینا، خواجه نصیر، میرداماد هر یک برهانی بربطلان تسلسل علل اقامه کرده اند.

۴۱- برهان فارابی، یکی از برهان های معروف در محال بودن تسلسل می‌باشد.

۴۲- برهان فارابی را می‌توان یکی از دلایل فلسفی اثبات وجود خدا به حساب آورد.

۴۳- تسلسل از ماده‌ی «سلسله» به معنای زنجیر است.

۴۴- برهان فارابی به برهان اَسَدّ و اَحْصَرمعروف است.

۴۵- محکم‌ترین و کوتاه‌ترین برهان و دلیل در نفی تسلسل، برهان  فارابی می‌باشد.

۴۶- در برهان فارابی از اصل«تقدم علت برمعلول» استفاده شده است.

۴۷- وجودمعلول،مشروط به وجودعلت است ولی وجود علت، مشروط به وجود معلول نیست.

۴۸- تا علت وجود پیدا نکند، معلول وجود پیدا نمی‌کند.

۴۹- پدید آمدن زنجیره تنها درگرو وجود یک سر سلسله است که علت العلل نامیده می‌شود.

۵۰- برهان وجوب و امکان به نام خود ابن سینا به برهان سینوی معروف است.

۵۱- هرموجودی بنا به تقسیم عقلی، یا ممکن الوجودیا واجب الوجود است.

۵۲- دور عبارت است از این که معلولی، علتِ علتِ خود شود.

۵۳- در«دور» اگر میان علت و معلول واسطه‌ای نباشد مُصَرَّح خوانده می‌شود.

۵۴- اگر در«دور» میان علت و معلول واسطه‌ای فرض شود، مُضْمَرنام دارد.

۵۵- «دور» در تحلیل عقلی به تقدّم شیء بر نفس خویش می‌انجامد.

۵۶- ابن سینا در کتاب اشارات بهترین برهان را، برهان وجوب و امکان نامید.

۵۷- در برهان وجوب و امکان، تنها یک محاسبه‌ی عقلی مارا به نتیجه می‌رساند.

۵۸- موجود و بلکه موجوداتی در جهان هست و جهان هیچ در هیچ نیست.

۵۹- زنجیره‌ی ممکنات اگر به یک واجب الوجود منتهی نشود، تحقق و وجود پیدا نمی‌کند.

۶۰- نظام مُتْقِن نظامی است که دارای سه اصل فلسفی مهم باشد.

۶۱- نتیجه اصل سنخیت، نظام معین هستی است.

۶۲- هدف پژوهش های علمی، رسیدن به شناخت یقینی است.

۶۳- فلسفه، مقدمات لازم را برای شناخت یقینی قوانین و روابط حاکم بر پدیده های جهان فراهم می‌کند.

۶۴- نتیجه‌ی هرآزمایش، تنها به زمان و مکان وشرایط آن آزمایش محدود می‌شود.

۶۵- قوانین علمی عموماً با «هر»، «هیچ»، «همیشه» نشان داده می‌شوند.

۶۶- آزمایش و تجربه تنها به امور جزئی و معین تعلق می‌گیرد.

۶۷- علوم تجربی به دلیل جزئی بودن و به زمان و مکان خاص خود مربوط بودن توان شناخت یقینی ندارند.

۶۸- کلیت و ضرورت را می‌توان در اصول عقلانی جست و جو کرد.

۶۹- اصل علّیت، ارتباط پدیده‌ها را به ما ثابت می‌کند.

۷۰- اصل ضرورت عِلّی و معلولی، ضرورت را در ارتباط بین علت و معلول نشان می‌دهد.

۷۱- نخستین چیزی که خدا خلق فرمود عقل بود.

۷۲- حکمای مشاء عقول مجرده را ده عدد می‌دانستند.

۷۳- حکمای مشاءعقل دهم را که همه‌ی تغییر‌ها وتحولات وانفعالات درطبیعت به وساطت آن انجام می‌شود عقل فعال می‌نامند.

۷۴- ابن سینا عقل فعال را واهب الصور می‌نامد.

۷۵- از نظر متکلمین هرپدیده‌ای یا حادثه‌ای به جهت حادث بودن نیازمند به علت است.

۷۶- انفکاک بین علت تامه و معلول محال است.

۷۷- والدین نسبت به فرزندان خود علت ناقصه هستند.

۷۸- سه اصل، علّیت، سنخیت، ضرورت عِلّی ومعلولی جهان بینی ما را تشکیل می‌دهد.

۷۹- قاعده‌ی وجوب مقدّم بر وجود «الشیءُ ما لَمْ یَجِبْ لَمْ یُوجَدْ» می‌باشد.         

 

درس پنج : نمایندگان حکمت مشاء(۱)

۱- لقب فارابی معلم ثانی بود.

۲- بنیان گذار مکتب اسلامی بعد از ارسطو، فارابی است.

۳- فارابی در سال ۲۶۰ هجری در دهکده‌ی وَسیج، از نواحی فاراب ترکستان متولد شد.

۴- فارابی ازدوران جوانی به تحصیل فقه، حدیث وتفسیرقرآن پرداخت.

۵- نژاد فارابی ایرانی و پدرش سردار سپاه بود.

۶- نخستین استاد فارابی در بغداد، ابوبِشْرمّتَی بْنِ یونُس بود.

۷- فارابی علم منطق را نزد یوحنا بن حیلان حَمْدانی در حرّان آموخت.

۸- فارابی در زمان امیر سیف الدوله‌ی حَمْدانی زندگی می‌کرد.

۹- فارابی در سال ۳۳۰ هجری به مصر رفت.

۱۰- فارابی در سال ۳۳۹ در سن۸۰  سالگی در دمشق از دنیا رفت.

۱۱- مقام فلسفی فارابی را هم پایه‌ی ارسطو و شخصیت اخلاقی او را همانند افلاطون دانسته اند.

۱۲- موضوع کتاب «فصوص الحکم» علم توحیداست ولحن فارابی در این کتاب شبیه عرفا است.

۱۳- طرح تأسیس فلسفه‌ی اسلامی در کتاب «رساله جمع بین رأی دو حکیم» فارابی آمده است.

۱۴- کتاب «موسیقی کبیر» اثر فارابی می‌باشد.

۱۵- فارابی را می‌توان مهم‌ترین فیلسوف سیاسی اسلام نامید.

۱۶- کتاب «فصوص الحکم»، نمودارعشق راستین فارابی به حق و وجد و حال معنوی اوست.

۱۷- فارابی را بعد از ارسطو از برترین حکما دانسته اند.

۱۸- کتاب «مقاله فی معانی العقل» اثر فارابی است.

۱۹- رساله ی«اغراض ما بعد الطبیعه» ازفارابی و در شرح مابعدالطبیعه‌ی ارسطو است.

۲۰- رساله‌ی جمع بین رأی دو حکیم از فارابی می‌باشدو مراد از دو حکیم افلاطون و ارسطو است.

۲۱- ابن سینا در فهم کتاب ارسطو از رساله‌ی اغراض مابعدالطبیعه فارابی استفاده کرده است.

۲۲- مقام فلسفی فارابی و مقام معنوی او به ترتیب همانند ارسطو و افلاطون می‌باشد.

۲۳- رساله‌ی اغراض مابعدالطبیعه فارابی شرح یکی از کتاب مهم ارسطو است.

۲۴- کتاب «احصاءُ العلوم» فارابی شامل هشت فصل است.

۲۵- کتاب موسیقی کبیر از ارزنده‌ترین آثاری است که در علم موسیقی به جای مانده است.

۲۶- دو کتاب سیاست مدینه و رساله‌ی تحصیل السعاده به ترتیب در باب اجتماعیات و اخلاق هستند.

۲۷- فارابی درعین اعراض از قبول مشاغل سیاسی و عدم معاشرت با اهل سیاست، آثاری در این زمینه نوشته است.

۲۸- عبارت «اگرمن درزمان ارسطو می‌زیستم، البته بزرگترین شاگرد اوبودم» ازفارابی می‌باشد.

۲۹- فارابی تقریباً درتمام رشته های علمی و فلسفی زمان خویش صاحب نظر و تألیف بود.

۳۰- از دیدگاه فارابی، هدف اصلی از اجتماع و مدینه و گرد آمدن مردم در یک سرزمین، سعادت می‌باشد.

۳۱- فارابی نیز مانند ارسطو انسان را مدنی بالطبع می‌داند.

۳۲- از دیدگاه فارابی، وحی انبیاء و الهامات اولیاء ناشی از اتصال با عقل فعال است.

۳۳- گرایش فطری به سوی اجتماع، برای پاسخ گویی به نیاز متقابل انسان‌ها به یکدیگر در حل مشکلات به منظور دست یابی به سعادت دنیا وآخرت است.

۳۴- در نظر فارابی، نسبت رئیس به مدینه فاضله مانندعقل فعال به طبیعت است.

۳۵- در نظر فارابی، نسبت عقل فعال با طبیعت، مانند نسبت قلب به بدن است.

۳۶- دیدگاه فارابی درباره‌ی مدینه فاضله از مبانی مابعدالطبیعه‌ی او الهام گرفته است.

۳۷- فعل و تدبیر زعیم مدینه فاضله که اتصال دائمی با عقل فعال دارد و قوانین وی از مبدأ وحی سرچشمه می‌گیرد، از نظر فارابی حقیقت سیاست است.

۳۸- سعادت رکن اساسی و جدایی ناپذیر سیاست است.

۳۹- عبارت «ازخیرات جز سلامت جسم و فراخی در تمتع لذت‌ها نمی‌شناسد و اگر به آن دست یافتند، گمان می‌برند که به سعادت رسیده‌انداز فارابی می‌باشد.

۴۰- لقب معلم ثانی به فارابی به جهت این است که او مؤسس فلسفه‌ی اسلامی یا نبوی است.

۴۱- در مدینه فاضله فارابی پیامبر و امامان می‌تواند زعیم باشد.

۴۲- فارابی را در عالم اسلام مؤسس فلسفه‌ی نبوی دانسته اند.

۴۳- ازدیدگاه فارابی رییس مدینه فاضله باید به ملک وحی یاعقل فعال ارتباط داشته باشد.

۴۴- از نظر فارابی، زعیم مدینه فاضله باید به عقل فعال متصل باشد.

۴۵- از نظر فارابی نسبت زعیم مدینه فاضله به مدینه فاضله همچون نسبت عقل دهم به جهان طبیعت است.

۴۶- فارابی در منطق ارسطو مهارت خاصی داشت و آن را به صورت تصحیح شده به زبان عربی تدوین کرد.

 

درس شش : نمایندگان مکتب مشاء(۲)

۱- ابن سینا در دوران پادشاهی امیر نوح بن منصور سامانی متولد شد.

۲- القاب ابوعلی سینا در مشرق زمین «شیخ الرئیس» و «حُجهُ الحق» بود.

۳- در اروپا ابن سینا را «اویسنا» و «اویسن» و «شاهزاده‌ی اطبا» می‌نامند.

۴- ابن سینا از پرآوازترین حکمای ایرانی و از مشاهیر علم و حکمت در سراسر جهان است.

۵- ابوعلی سینا در سال ۳۷۰ هجری در اَفشَنه از روستا های بخارا متولد شد.

۶- یکی از شاگردان وفادار ابن سینا، ابوعُبید جوْزَجانی می‌باشد.

teach98.ir

۷- بخش نخست زندگی نامه ابن سینا، تقریر خود ابن سینا می‌باشد.

۸- پدر ابن سینا که «عبدالله» نام داشت از خلافت فاطمیان حمایت می‌کرد.

۹- در زمان امارت نوح بن منصور، قریه‌ی خُرمَیْثَن به پدر ابن سینا واگذار شده بود.

۱۰- به برکت زندگی نامه‌ای که جوْزَجانی نگاشته است ما از زندگی ابن سینا آگاهی داریم.

۱۱- ابن سینا در سن ده سالگی، قرآن و بسیاری از علم ادب را آموخته بود.

۱۲- ابن سینا حساب و هندسه را در بخارا پیش یک سبزی فروش آموخت.

۱۳- نخستین استادی که ابن سینا را با منطق آشنا کرد ابوعبدالله ناتلی بود.

۱۴- ابن سینا فقه را پیش اسماعیل زاهد، فقیه و زاهد قرن چهارم آموخت.

۱۵- ابن سینا در نزد ناتلی شروع به خواندن «کلیات خمس» نمود.

۱۶- مَجسطی، نخستین کتاب در مورد نجوم می‌باشد.

۱۷- از جمله کتاب هایی که ابن سینا در نزد ناتلی شروع به خواندن آن‌ها کرده «اُقلیدس» می‌باشد.

۱۸- مهم‌ترین کتاب ارسطو در مابعدالطبیعه می‌باشد.

۱۹- ابوعبدالله ناتلی، استاد ابن سینا، اهل ناتل طبرستان بود.

۲۰- اُقلیدس،‌ هندسه دان بزرگ یونانی در قرن سوم قبل از میلاد می‌زیست.

۲۱- نقش معنویت در پیشرفت علم موثر است.

۲۲- ابن سینا بعد از آموختن علم منطق و ریاضی به سراغ علم الهی رفت.

۲۳- ابن سینا علم طب را در پیش خود آموخت.

۲۴- ابن سینا با خواندن مابعدالطبیعه ارسطو چیزی از آن نفهمید.

۲۵- در سال ۳۸۷ نوح بن منصور سامانی بیمار شد

۲۶- با معالجه نوح بن منصور سامانی، ابن سینا به کتابخانه‌ی سامانیان راه یافت.

۲۷- در سال ۳۹۲ پدر ابن سینا در گذشت.

۲۸- ابن سینا بعد از مرگ پدرش به گرگاج رفت.

۲۹- ابن سینا در گرگاج با ابوریحان بیرونی و ابوسهل مسیحی معاشرت و ههمنشینی داشت.

۳۰- ابن سینا کتاب معاد را برای مجدالدوله‌ی دیلمی تألیف نمود.

۳۱- با حمله‌ی مسعود غزنوی به اصفهان بخشی از کتاب های ابن سینا به غارت رفت.

۳۲- در بین کتاب های ابن سینا قانون طبی می‌باشد.

۳۳- جوزجانی و ابوالحسن بهمنیار از شاگردان ابن سینا بودند.

۳۴- دویست کتاب و رساله در شاخه های علم و فلسفه از ابن سینا به یادگار باقی مانده است.

۳۵- «قانون» و «شفا» و «نجات» و «انصاف» از آثار ابن سینا هستند.

۳۶- قانون، نوعی فرهنگ نامه پزشکی است.

۳۷- با خواست جوزجانی، ابن سینا کتاب «شفا» را به پایان رساند.

۳۸-  کتاب قانون به زبان های لاتین، انگلیسی، فرانسه و آلمانی ترجمه شده است.

۳۹- «قانون» ابن سینا از قرن دوازده تا هفده میلادی در دانشگاهای غرب تدریس می‌شده است.

۴۰- کتاب شفا نوعی دایره المعارف علمی و فلسفی می‌باشد.

۴۱- کتاب شفا در هجده جزء مشتمل بر همه‌ی ابواب فلسفه نگارش یافته است.

۴۲- کامل‌ترین مرجع در معرفی حکمت مشائی و مابعدالطبیعه‌ی آن «کتاب شفا» می‌باشد.

۴۳- کتاب «نجات» در واقع شکل مختصر کتاب «شفا» است.

teach98.ir

۴۴- بخش ریاضی کتاب نجات را، جوزجانی نوشته است.

۴۵- ابن سینا در کتاب «انصاف» به داوری میان آرای حکمای شرق و غرب می‌پردازد.

۴۶- بیست جزء و بیست و هشت هزار مسئله از کتاب انصاف به غارت رفته است.

۴۷- کتاب «اشارات و تنبیهات» خلاصه‌ای از حکمت و آخرین دیدگاه های فلسفی ابن سینا می‌باشد.

۴۸- ابن سینا کتاب «دانشنامه‌ی علایی» را برای علاء الدوله‌ی کاکویه نوشته است.

۴۹- کتاب دانشنامه‌ی علایی به زبان پارسی نوشته شده است.

۵۰- طبیعت شناسی ابن سینا یکی از برجسته‌ترین ابعاد فکری او می‌باشد.

۵۱- در فلسفه‌ی ابن سینا،‌ طبیعت، مرتبه‌ای از هستی است.

۵۲- طبیعت یعنی آن عمل درونی که باعث حرکت و سکون اشیاء می‌شود.

۵۳- ابن سینا در فلسفه تبحر دارد و طبیعت را همراه با هدف و غایت می‌داند.

۵۴- علم واقعی به هر شیء، علم به حقیقت آن شیء است.

۵۵- تاثیر طبیعت شیء در حرکت اشیاء،به مدد مجردات می‌باشد.

۵۶- از دیدگاه ابن سینا طبیعت مانند مابعدالطبیعه دارای سرّ می‌باشد.

۵۷- ابن سینا جهان را عالم کبیر و انسان را عالم صغیر می‌داند.

۵۸- ابن سینا قوّت نفس انسان را منشأ کرامت‌ها و معجزات می‌داند.

۵۹- رابطه‌ی انسان و جهان رابطه‌ای خصمانه نیست.

۶۰- در نظر ابن سینا، انس میان انسان و جهان برپایه‌ی عشقی است که در عالم هستی جریان دارد.

۶۱- علوم تجربی از مبانی فلسفی فاصله گرفته و از مبادی عالم هستی غافل است.

۶۲- علوم تجربی به جهان هستی به مثابه یک واقعیت سراسر مادی می‌نگرد.

۶۳- در رساله‌ی سلامان و ابسال، سالک پای در اقلیم نور می‌گذارد.

۶۴- آرای علمی و فلسفی ابن سینا از قرن دوازدهم در مراکز علمی اروپا موثر واقع شد.

۶۵- مراکز علمی «سالر نو» و «مونپلیه» از طب بوعلی استفاده می‌کردند.

۶۶- در رساله‌ی حی بن یقضان، عارف سفر معنوی خود را آغاز می‌کند.

۶۷- فلسفه‌ی ابن سینا در دانشگاه های پاریس و آکسفورد تاثیر زیادی داشته است.

۶۸- کتاب شفا و نجات تنها صورت ظاهری حکمت است و برای عامه‌ی مردم نوشته شده است.

۶۹- سه فصل کتاب «اشارات و تنبیهات» ابن سینا به عالی‌ترین مضامین عرفانی او اختصاص یافته است.

۷۰- از دیدگاه ابن سینا «فرشته شناسی» در حکمت اسلامی به عقل فعال تعبیر شده است.

 

درس هفت : افول حکمت مشاء

۱- حکمت مشائی با ابن سینا به اوج کمال و قدرت خویش رسید.                                                                                                                                     

۲- فلسفه‌ی اسلامی بامخالفت گروه هایی از علما و فقها و اهل تصوف رو به رو شد.

۳- بهمنیار، جوزجانی و ابوالعباس لوکری، حکمت مشائی را گسترش دادند.

۴- درقرن چهارم، کلام اشعری ضربات سنگینی بر پیکره‌ی فلسفی واردآورد.

۵- مکتب کلام اشعری نهضتی ضدّ عقلی بود.

۶- هدف مکتب اشعری زدودن عناصر غیراسلامی از ساحت اسلام بود.

۷- طراح اصلی مکتب کلامی اشعری، ابوالحسن اشعری بود.

۸- مکتب کلامی اشعری در اصل مقابل مکتب کلامی معتزله پدید آمد.

۹- معتزله طایفه‌ای از متکلمان بودند که به اصالت عقل اعتقاد داشتند.

۱۰- معتزله«کرام الکاتبین» و«کرامات اولیاء» و«معراج پیامبر» را انکارمی‌کردند.

۱۱- ابوالحسن اشعری علیه معتزله شورید و عقاید آن‌ها را مخالف دین اعلام کرد.

۱۲- حکومت مرکزی از نظر سیاسی تحت سلطه‌ی سلجوقیان و از نظر دینی در پناه بنی عباس بود.

۱۳- اساس پیدایش اشاعره مبارزه با معتزله بود.

۱۴- اشاعره در پی آن بودند که با همه‌ی موازین فلسفی مخالفت کنند وآن‌ها را باطل سازند.

۱۵- ابوحامدمحمد معروف به محمدغزالی یکی از بزرگترین متکلمین اشعری است.

۱۶- غزالی و فخررازی از جمله کسانی بودند که با فلسفه اسلامی مخالفت کردند.

۱۷- غزالی پرچمدار مخالفت با فلسفه مشائی بود.

۱۸- غزالی علاوه برمهارت درمسائل علم کلام به عرفان و تصوف گرایش زیادی داشت.

۱۹- کتب «مقاصد الفلاسفه» و «تهافُتُ الفلاسفه» از غزالی می‌باشد.   

۲۰- غزالی کتاب «مقاصد الفلاسفه» را در تلخیص آرای فلاسفه‌ی مشائی نگاشت.

۲۱- غزالی در کتاب «تهافُتُ الفلاسفه» به آرای فارابی و ابن سینا حمله کرد.

۲۲- در غرب جهان فیلسوفان نامداری چون ابن باجه، ابن طفیل و ابن رشد به توسعه‌ی فلسفه‌ی مشاء پرداختند.

۲۳- کتاب «تهافُت التهافُت» اثر ابن رشد می‌باشد.

teach98.ir

۲۴- موضو ع کتاب «تهافُت التهافُت» دفاع از فلسفه و نفی آرای غزالی می‌باشد.

۲۵- با تضعیف فلسفه‌ی ابن سینا زمینه برای رشد و تکامل جنبه‌ی اشراقی مهیا گردید.

۲۶- فخررازی از خطیبان نامی عصر خویش محسوب می‌شود.

۲۷- مهم‌ترین عامل در تضعیف عقاید کلامی معتزله، ظاهر بینی و زیاده روی درمشیء استدلالی است.

۲۸- معتزله در قرن دوم هجری پیدا شدند و به اصالت عقل اعتقاد کامل داشتند.

۲۹- غزالی از شخصیت های فکری معروف در مکتب کلام اشعری می‌باشد.

۳۰- به نظر اشاعره چون و چرا در مسائل الهی بدعت است.

۳۱- ابن باجه اندلسی از پیروان روش مشائی است.

۳۲- افول حکمت مشاء و فراهم شدن زمینه های رشد حکمت اشراق، نتیجه‌ی تشکیک غزالی و فخررازی می‌باشد.

 

درس هشت : حکمت اشراق

۱- سهروردی در سال ۵۴۹ هجری قمری در قریه‌ی سهرورد زنجان به دنیا آمد.

۲- شیخ اشراق اصول فقه را نزد مجدالدین جیلی آموخت.

۳- سهروردی برای تکمیل معلومات خود از مراغه به اصفهان رفت.

۴- شهاب الدین سهروردی با فخر رازی هم درس بود.

۵- سهروردی در اصفهان نزد ظهیرالدین کتاب «بصائر» ابن سهلان را در منطق فرا گرفت.

۶- صاحب طبقات الاطباء، ابن ابی اصیبعه می‌باشد.

۷- سهروردی در شهر اصفهان با افکار شیخ الرئیس آشنایی کامل یافت.

۸- شیخ اشراق درس و بحث خود را در مدرسه‌ی حلاویه آغاز کرد.

۹- مؤلف کتاب نَزَهَه الارواح و روضه الافراح، شمس الدین محمد شهرزوری می‌باشد.

۱۰- شیخ اشراق در بیان مسائل بی باک بود.

۱۱- دستور کشتن شیخ اشراق را صلاح الدین به ملک ظاهر داد.

۱۲- سهروردی در زندان در سن ۳۶ یا ۳۸ سالگی بدرود حیات گفت.

۱۳- حدود پنجاه کتاب و رساله از سهروردی به یادگار مانده است.

۱۴- همه‌ی کتاب های سهروردی آراسته به آیات قرآنی و سرشار از احادیث می‌باشد.

teach98.ir

۱۵- تذکره نویسان سهروردی را شیخ مقتول و پیروانش او را شیخ شهید لقب داده اند.

۱۶- سهروردی در پایان عمر خود سرنوشتی همانند سقراط داشت.

۱۷- کتا ب سهروردی را می‌توان به چهار دسته مختلف تقسیم کرد.

۱۸- کتاب ها‌ی فلسفی سهروردی به زبان عربی نوشته شده است.

۱۹- مهم‌ترین اثر فلسفی سهروردی «حکمه الاشراق» می‌باشد.

۲۰- رساله های عرفانی شهاب الدین سهروردی به زبان پارسی وعربی تألیف شده است.

۲۱- رساله های عرفانی سهروردی حاوی حکایات پر رمز و راز می‌باشد.

۲۲- عقل سرخ و لغت موران و کلمه التصوف از رساله‌های عرفانی سهروردی به شمار می‌رود.

۲۳- دعاها و مناجات نامه های سهروردی الواردات و التقدیسات نامیده می‌شود.

۲۴- سهروردی درکتاب«حکمه الاشراق»به آرزوی ابن سینا در زمینه‌ی

تحقق بخشیدن به حکمت مشرقی جامه‌ی عمل می‌پوشاند.

۲۵- تلویحات و مقاومات و مطارحات از کتاب های صرفاً فلسفی سهروردی می‌باشد.

۲۶- سهروردی تحقیق فلسفی به شیوه‌ی استدلالی محض را بی حاصل می‌داند.

۲۷- روش مشاء‌، عقلی و استدلالی می‌باشد.

۲۸- روش اشراقی علاوه بر عقلی و استدلالی،‌سیر و سلوک قلبی را نیز می‌پذیرد.

۲۹- سهروردی سیر و سلوک روحانی را بدون عقلی و استدلالی موجب گمراهی می‌داند.

۳۰- حکمت اشراق هم با حکمت مشاء و هم با عرفان متفاوت است.

۳۱- سهروردی، فارابی و ابن سینا را از جمله کسانی می‌داند که به معرفت ظاهری توجه کرده اند.

۳۲- سهروردی کسانی را که هم به صور برهانی و هم به اشراق دست یافته‌اندحکیم متأله می‌خواند.

۳۳- شیخ اشراق، حلاج و بوسهل تستری را از کسانی می‌داند که به صور استدلالی و برهانی توجهی ندارند.

۳۴- مکتب فلسفی سهروردی،‌ حکمه الاشراق نام دارد.

۳۵- شیخ اشراق حکیم واقعی را کسی می‌داند که دانش و بینش را با هم آمیخته است.

۳۶- حکمت الهی یونان و حکمت مشاء از منابع حکمت اشراق به حساب می‌آیند.

۳۷- سهروردی در میان یونانیان برای فیثاغورث و امپدُکلس به ویژه افلاطون ارزش و احترام خاصی قائل بوده است.

۳۸- سهروردی افلاطون را «امام الحکمه» و پیشوای حکمای اشراق می‌داند.

۳۹- شیخ اشراق،‌ افلاطون را حکیمی اشراقی به حساب می‌آورده است.

۴۰- سهروردی مقام علمی ارسطو را می‌ستاید اما افلاطون را برتر از وی می‌داند.

۴۱- سهروردی بر ابن سینا خرده گرفته که چرا سرمایه‌ی عملی او را اندک شمرده است.

۴۲- شیخ اشراق با حکمت مشاء و افکار ابن سینا آشنایی کامل داشت.

۴۳- سهروردی از کتب عرفانی و رمزی ابن سینا حظّ بسیار برده است.

۴۴- سهروردی قطعاتی از کتاب «الانصاف» ابن سینا را در دسترس داشته است.

۴۵- شیخ اشراق به حکمت پارسی و شخص زرتشت توجه خاصی داشته است.

۴۶- سهروردی در کتاب حکمه الاشراق از زرتشت با عنوان حکیم فاضل نام برده است.

۴۷- شیخ اشراق برخی از اصطلاحات حکمت اشراق را از اوستا و منابع پهلوی گرفته است.

۴۸- شهاب الدین سهروردی خود را خود را زنده کننده‌ی حکمت ایران باستان معرفی کرده است.

۴۹- سهروردی دوگانه پرستان و پیروان مانی و مزدک را آشکارا نکوهش می‌کند.

۵۰- سهروردی حقیقت را امری واحد و منسوب به ذات الهی می‌دانست.

۵۱- سهروردی حقیقت را خورشید واحدی می‌داند که به جهت کثرت مظاهرش تکثر نمی‌یابد.

۵۲- از نظر سهروردی، حقیقت در دل حکیم وطن دارد.

۵۳- شیخ اشراق حقیقت را به شهر واحدی تشبیه می‌کند که باب های کثیر دارد.

۵۴- تفکر سهروردی نشانه‌ی توانایی عظیم فرهنگ اسلامی در جذب اندیشه های گوناگون است.

۵۵- فلسفه‌ی سهروردی برحقیقت نور و ظلمت استوار است.

۵۶- کلمه‌ی اشراق از یک طرف به معنی نور و روشنایی می‌باشد.

۵۷- سهروردی، نور را حقیقتی واحد می‌داند که هم نور ظاهری و هم نور باطنی را در بر می‌گیرد.

۵۸- فلسفه‌ی اشراق برپایه‌ی یک جغرافیای عرفانی استوار است.

۵۹- در جغرافیای عرفانی،‌ مشرق جهان نور یا جهان فرشتگان می‌باشد.

۶۰- منظور از مغرب وسطی افلاک و ستارگان مرئی است که در آن نور و ظلمت به هم آمیخته است.

۶۱- غرض از مغرب کامل، جهان تاریکی یا عالم ماده است.

۶۲- نور حقیقتی است ذاتاً روشن و روشنایی هر چیز وابسته‌ی اوست.

۶۳- سهروردی از واقعیت اشیاء به «نور» تعبیر می‌کند.

۶۴- سهروردی برای تبیین نظام آفرینش از قاعده‌ی «امکان اشرف» استفاده می‌کند.

۶۵- شیخ اشراق واجب الوجود را نور الانوار می‌داند.

۶۶- سهروردی فرشتگان بی‌شماری را که در مراتب هستی وجود دارند «نور قاهره» می‌نامد.

۶۷- بحث اثبات تجرد بعد خیال در انسان در گرو اثبات عالم مثال می‌باشد.

۶۸- حکمای بعد از سهروردی «انوار مدبره» را «عالم مثال» نامیده اند.

۶۹- در اصطلاح سهروردی،‌ ارباب انواع همان مُثُل افلاطونی است.

۷۰- به نظر سهروردی، پیوند میان موجودات بر اساس عشق فوق طبیعی است.

۷۱- سهروردی از زاویه‌ی معنوی و عرفانی به موجودات می‌نگرد.

۷۲- علم صورتی از اشیاء است که در ذهن حاصل می‌شود.

teach98.ir

۷۳- علم به اشیاء خارجی از طریق صورت های ذهنی، علم حصولی نامیده می‌شود.

۷۴- علم ما به صورت های ذهنی و بدون واسطه،‌علم حضوری نامیده می‌شود.

۷۵- آنچه ذهن بدون واسطه به آن آگاهی یابد، معلوم بالذات است.

۷۶- آنچه با واسطه به آن آگاهی می‌یابد، معلوم بالعرض نامیده می‌شود.

۷۷- هر علم حصولی مبتنی بر علم حضوری است.

۷۸- تمام آگاهی ما از اشیاء و موجودات به علم حضوری باز می‌گردد.

۷۹- زیر بنای تمام شناخت‌ها و علم ها، علم حضوری نفس بر خود است.

۸۰- نفس یکی از انوار مجرد است.

۸۱- کسب نورانیت بیشتر در گرو شایستگی دریافت نور بیشتر می‌باشد.

۸۲- کسب شایستگی دریافت نور در گرو تهذیب نفس است.

۸۳- مرتبه‌ی ضعیف از علم حضوری بر خویشتن، مشرق اصغر نامیده می‌شود.

۸۴- عالم عقول و عالم نورانیت محض، مشرق اصغر نامیده می‌شود.

۸۵- چگونگی گذر از مشرق اصغر ترک شهوات و لذهات مادی می‌باشد.

۸۶- هر مشرق نفس نسبت به مشرق بالاتر در حکم مغرب است.

۸۷- عالم عقول و عالم ملکوت به ترتیب نسبت به یکدیگر مشرق به مغرب نامیده می‌شوند.

۸۸- مایه های عمده‌ی حکایات تمثیلی را در کتاب «قصه غربت الغربیه» می‌توان یافت.

۸۹- فلسفه اشراق، فلسفه را از طبیعیات مستقل ساخت.

۹۰- فلسفه اشراق، عالم مثال یا عالم ملکوت را اثبات کرد.

۹۱- به نظر سهروردی، مغرب کامل، عالم ماده است.

۹۲- علم ما به نفس خود علمی حضوری است.

۹۳- عالم ملکوت در مرتبه‌ای پایین تر از عالم عقول قرار دارد.

۹۴- قبل از سهروردی، ابن سینا مفهوم مشرق را همانند وی به کا ربرده است.

۹۵- ارباب انواع،‌ عهده دار تدبیر همه‌ی امور عالم طبیعت هستند.

۹۶- سهروردی کسانی را که در جست و جوی معرفت هستند با عنوان مدارج دانایی دسته‌بندی می‌کند.

 

درس نه : جریان‌های فکری عالم اسلام

                

۱- حکمت مشائی بر استدلال و برهان عقلی استوار است.

۲- حکمت اشراق سلوک قلبی و تصفیه‌ی نفس را برای کشف حقایق لازم می‌داند.

۳- علاوه برفلاسفه، دوگروه دیگر به نام های عرفا و متکلمان درجهان اسلام رشد یافتند.

۴- مسائلی که اینک در فلسفه‌ی اسلامی مطرح می‌شود، حاصل نزاع های فکری بین عرفا و متکلمان است.

۵- عرفان و کلام به فلسفه‌ی اسلامی تحرک و رونق بخشید و افق های تازه‌ای را به روی فلسفه گشود.

۶- روش عرفا به روش فلاسفه‌ی اشراقی نزدیک است.

۷- اختلاف مهم عرفا و اشراق در این است که عرفا به استدلال و برهان عقلی توجه چندانی ندارند.

۸- شیخ اکبر عرفان را به صورت یک علم مدون درآورد.

۹- مؤسس فلسفه‌ی مشاء و اشراق به ترتیب، ابن سینا و سهروردی می‌باشد.

۱۰- مؤسس فلسفه‌ی عرفان و کلام به ترتیب، محی الدین عربی و خواجه نصیرمی‌باشند.

۱۱- متکلمان همانند فلاسفه‌ی مشاء بر استدلال عقلی تکیه می‌کنند.

۱۲- متکلمان بزرگی چون شیخ مفیدوسیدمرتضی علم الهدی از شیعیان می‌باشند.

۱۳- متکلمین به وسیله‌ی «حُسن و قبح» درباره‌ی همه‌ی عالم هستی قضاوت می‌کنند.

۱۴- در میان چهره های سرشناس جریان های فکری عالم اسلام، محی الدین عربی معروف به شیخ اکبرمی‌باشد.

۱۵- حکما «حُسن و قبح» را مربوط به زندگی انسان می‌دانند و کلام را حکمت جدلی می‌خوانند.

۱۶- کلام شیعه به واسطه‌ی خواجه نصیرالدین طوسی به اوج خود رسید و بیشتر رنگ فلسفی به خود گرفت.

۱۷- اشراقی در پی کشف حقیقت ولی عرفان در پی وصول به حقیقت است.

۱۸- اساس مباحث متکلمین از روش های فکری اسلامی غالباً مبتنی بر اصل «حُسن و قبح» است.

۱۹- نقطه تلاقی چهار روش فکری اسلامی، حکمت متعالیه نامیده می‌شود.

۲۰- « سلوک قلبی» وجه اشتراک دو روش اشراقی و عرفانی است.

 

teach98.ir

 

۲۱- حکما، فلسفه را حکمت برهانی می‌نامند.

۲۲- عرفا پای استدلالیان را چوبین می‌داند.

۲۳- روش های مشائی و کلامی فقط مبتنی بر استدلال و برهان عقلی هستند.

۲۴- هدف عارف وصول به حقیقت است.

۲۵- عارف تنها راه وصول به حقیقت را شهود باطنی می‌داند و عقل را تحقیر می‌کند.

۲۶- تفاوت بینش فیلسوف و عارف در این است که فیلسوف استدلال را قبول و عارف مکاشفه را.

۲۷- پایه گذار حکمت متعالیه در عالم اسلام صدرالمتألهین است.

۲۸- شیخ اکبر که از بزرگترین اندیشمندان جهان اسلام است از روش عرفانی تبعیت می‌کرد.

۲۹- کسی که عقل را تحقیر می‌کند و پای استدلالیان را چوبین می‌داند عارف می‌باشد.

۳۰- هدف چهار جریان فکری در جهان اسلام، معرفت به هستی ومبدأ ومعاد است.

 

درس ده : صدرالمتألهین

                     

۱- محمدبن ابراهیم قوامی شیرازی، ملقب به صدرالدین و صدرالمتألهین است.

۲- ملاصدرا را صدرالمتألهان و خاتم حکیمان الهی ایران خوانده اند.

۳- صدرالمتألهین در سال ۹۷۹ هجری قمری در شیراز به دنیا آمد.

۴- پدر ملاصدرا از رجال نامی و وزیران دولت صفوی بود.

۵- ملاصدرا درشیراز علوم مقدماتی و معارف عالی را فرا گرفت.

۶- شهر اصفهان در زمان ملاصدرا مرکز سیاسی و کانون بزرگ علمی و فرهنگی ایران بود.

۷- مجتهدان بزرگی چون شیخ بهایی و میرداماد دراصفهان اقامت داشتند.

۸- ملاصدرا پس از ورود به اصفهان ابتدا به حلقه‌ی درس شیخ بهایی پیوست.

۹- صدرالدین، فقه و اصول را در محضر شیخ بهایی آموخت.

۱۰- میرداماد، بنیان گذار حوزه‌ی فلسفی اصفهان بود.

۱۱- میرداماد را بعد از فارابی معلم ثالث خوانده اند.

۱۲- ملاصدرا در محضر میرداماد به تحصیل حکمت پرداخت.

۱۳- علم لَدُنّی علمی است که بنده بدون واسطه‌ی بشر از خدا می‌آموزد.

۱۴- میرداماد از فلاسفه مشائی بود.

۱۵- میرداماد می‌خواست حکمت مشاء را با حکمت اشراق درآمیزد و فلسفه‌ی مشائی را تفسیری اشراقی کند.

۱۶- صدرالدین پس از خاتمه‌ی تحصیل در مدرسه‌ی خان به تدریس پرداخت.

۱۷- ملاصدرا یکی از بزرگ‌ترین پرورش یافتگان مکتب اهل بیت بود.

۱۸- صدرالدین در سال ۱۰۵۰ در بصره از دنیا رفت.

۱۹- با ظهور ملاصدرا در قرن یازدهم هجری دوران جدیدی در تفکر و حکمت اسلامی پدید آمد.

۲۰- صدرالدین درعلم فقه مقامی شامخ داشت.

۲۱- درسفر«بالحق فی الحق»، سالک با نزدیکی به ذات حق او را می‌شناسد.

۲۲- مطابق اسفار اربعه صدرالمتألهین، درمرحله سفر« فی الخلق بالحق» نفس و معاد مطرح می‌شود.

۲۳- معروف‌ترین اثر صدرالدین اسفار اربعه است.

۲۴- صدرالمتألهین در مرحله سفر«من الحق الی الخلق بالحق» به مباحث فلسفی افعال باری می‌پردازد.

۲۵- سفر«من الخلق الی الحق» شامل مسائلی می‌شود که پایه و مقدمه بحث توحیداند.

۲۶- مباحث توحید و خداشناسی و صفات الهی مربوط به سفر«بالحق فی الحق» می‌باشد.

۲۷- درسفر«فی الخلق بالحق»، سالک به ارشاد و هدایت مردم و رساندن آن‌ها به حق می‌پردازد.

۲۸- کتاب «شواهدالربوبیه» اثر صدرالدین ( ملاصدرا ) است.

۲۹- در سفر«من الحق الی الخلق بالحق» سالک ذات حق را با همه چیز و در همه چیز می‌بیند.

۳۰- عمل سالک در سفر«من الخلق الی الحق» این است که از طبیعت و عوالم ماوراءالطبیعی گذشته و به ذات حق می‌رسد.

۳۱- امور عامه فلسفه مربوط به سفر«من الخلق الی الحق»می‌باشد.

۳۲- متکلمین وظیفه و توانایی عقل را تنها در دفاع از حقانیت دین می‌دانند.

۳۳- در سفر«من الحق الی الخلق بالحق»، سالک به خلق و میان مردم باز می‌گردد.

۳۴- بعضی ازعرفا معتقدند که سالک بابه‌کار بستن روش عارفانه چهار سفر انجام می‌دهد.

۳۵- به نظر صدرالمتألهین، عقل و دین در همه‌ی احکام خود با هم تطبیق دارند.

۳۶- کتاب اسفار اربعه بزرگ‌ترین دایره المعارف عظیم فلسفی به شمار می‌رود.

 

درس یازده : مبانی حکمت متعالیه

۱- مبنای اثبات و طرح اصالت وجود، پذیرش اصل مغایرت وجود و ماهیت در ذهن می‌باشد.

۲- طرفداران اصالت وجود، وجود را امری واقعی و اصیل می‌دانستند.

۳- طرفداران اصالت وجود، ماهیت را امری اعتباری می‌دانستند.

teach98.ir

۴- طرفداران اصالت وجود، ماهیت را ساخته و پرداخته ذهنی می‌دانستند.

۵- بحث اصالت، بحثی در حوزه‌ی فلسفه‌ی اسلامی است.

۶- بحث اصالت،‌ در یونان و حکمت مشاء طرح نشده است.

۷- میرداماد بحث اصالت را طرح نکرد.

۸- میرداماد مشائی و اشراقیون اصالت ماهیتی بودند.

۹- شیخ اشراق در کتاب حکمه الاشراق حکم به اعتباری بودن وجود در مقابل ماهیت کرده است.

۱۰- ملاصدرا و حکمای متعالیه اصالت وجودی بودند.

۱۱- اهل تحقیق معتقدند که مشائیون به اصالت وجود تمایل بیشتری دارند.

۱۲- عرفا و متکلمین زمینه‌ی پیدایش اصالت را در فلسفه‌ی اسلامی مطرح کردند.

۱۳- با اعتقاد به اصالت ماهیت،‌ تفاوت و کثرت اشیاء به روشنی قابل تبیین عقلانی می‌باشد.

۱۴- طرفداران اصالت ماهیت، ماهیت را اصیل و واقعی به شمار می‌آورند.

۱۵- طرفداران اصالت ماهیت،‌ وجود را امری اعتباری می‌دانند.

۱۶- با اعتقاد به اصالت وجود، تمام زوایای جهان را حقیقتی یگانه یعنی وجود پر خواهد کرد.

۱۷- اختلاف موجودات در شدت و ضعف مرتبه‌ی وجود‌ی آنهاست.

۱۸- وحدت موجودات در اصل وجود داشتن موجودات است.

۱۹- نام دیگر نظریه‌ی تشکیک وجود،‌ نظریه وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت می‌باشد.

۲۰- دامنه یا حد وجودی هر موجودی همان آثار و خواصی است که از او ظاهر می‌گردد.

۲۱- معلول چون ماهیتی ممکن الوجود دارد نیازمند علت است.

۲۲- معلول در حاق واقعیت خود به وجود و هستی نیازمند است.

۲۳- بحث فقر وجودی ریشه در اثبات وجود دارد.

۲۴- نتایج بحث فقر وجودی،‌ هیچ موجودی از خود استقلال ندارد می‌باشد.

۲۵- هرموجودی از آن حیث که بهره‌ای از وجود دارد آیه و نشانه‌ای از وجود حق است.

۲۶- هر موجودی از آن حیث که نفس وجودی دارد پرده‌ای است که وجود حق را می‌پوشاند.

۲۷- حرکت صفتی است که بر شیء اطلاق می‌شود.

۲۸- حرکت و تغییر با خود شیء سر ناسازگاری دارد.

۲۹- شیء تابع حرکت و دگرگونی است.

۳۰- حرکت صفتی که قرار شیء را به بی‌قراری تبدیل می‌کند.

 

teach98.ir

 

۳۱- جوهر آن جنبه از شیء می‌باشد که به خود متکی است.

۳۲- عرض آن صفات و حالات شیء که وابسته به آن می‌باشد.

۳۳- اگر حرکت در جوهر باشد باعث نابودی شیء می‌شود.

۳۴- وجود سیال جهان طبیعت رو به سوی هدفی است که آن هدف معاد و قیامت کبری است.

۳۵- در افق جوهری هیچ نقطه ثابتی در جهان یافت نمی‌شود.

۳۶- تمام فیلسوفان قبل از ملاصدرا اعتقاد به حرکت در اعراض می‌باشند.

۳۷- مفهوم جمادات و رنگ متواطی و مفهوم تلخ مشکک نامیده می‌شود.

۳۸- اصلی‌ترین مبنای حکمت متعالیه اصالت وجود است.

۳۹- ملاصدرا بر اساس اصالت وجود به اثبات حرکت جوهری می‌پردازد.

۴۰- موجودات متغیر چون دارای شدت وجودی کمتری هستند از نظم برخورداند.

۴۱- حرکت از نظر ملاصدرا در مفهوم زمان معنی‌دار است.

۴۲- معاد جسمانی از دستاورد حکمت متعالیه می‌باشد.

۴۳- مغایرات وجود و ماهیت زیربنای اصل اصالت وجود می‌باشد.

۴۴- اصالت وجود، تشکیک وجود، فقر وجودی، حرکت جوهری، از مبنای حکمت متعالیه می‌باشد.

۴۵- سرمنزل و غایت موجودات سیال معاد می‌باشد.

۴۶- از دیدگاه مرحوم صدرالمتألهین ملاک نیازمندی اشیاء به علت فقر وجودی است.

۴۷- طبق نظریه فقر وجودی جهان هستی یکپارچه نیاز و تعلق به ذات الهی است.

۴۸- «مبدأ و معاد» از آثار ملاصدرا می‌باشد.

۴۹- وجود جهان در ر رتو حرکت جوهری متکامل است.

 

درس دوازده : حکمای معاصر «علامه طباطبایی»

۱- استاد علامه طباطبایی در سال ۱۲۸۱ ه‍.ش در تبریز دیده به جهان گشود.

۲- طباطبایی از بزرگترین شخصیت‌های فلسفی معاصر در جهان اسلام به شمار می‌رود.

۳- آیت‌الله نائینی و آیت‌الله ابوالحسن اصفهانی استادان فقه و اصول طباطبایی می‌باشند.

۴- استاد فلسفه طباطبایی، سیدحسن بادکوبه‌ای است.

۵- استاد ریاضیات عالی طباطبایی، ابوالقاسم خوانساری می‌باشد.

۶- طباطبایی ۱۰ سال به سبب تنگی معیشت هب کشاوری در ملک پدری پرداخت.

۷- «بدایه الحکمه» و «نهایه الحکمه» از کتاب‌های فلسفی طباطبایی می‌باشد.

۸- «اصول فلسفه و روش رئالیسم» یکی از آثار طباطبایی می باشد.

۹- حکمت نظری دانشی است که درباره ی اشیاء آن چنان که هستند بحث می کند.

۱۰- عقل بیش از یک قوه نیست که دو نوع ادراک و دو نوع فعالیت دارد.

۱۱- همه ی موجودات جهان دارای هدایت عامه هستند که به کمال معین خود برسند.

۱۲- هیأت جزو فلسفه ی نظری است و در بخش ریاضیات قرار می گیرد.

۱۳- امور عامه جزو فلسفه ی نظری است و در بخش الهیات یا فلسفه علیا قرار می گیرد.

۱۴- موسیقی جزو فلسفه ی نظری است و در بخش فلسفه ی وسطی قرار می گیرد.

۱۵- موسیقی و هیأت و امور عامه در مورد حوزه ی هست ها می باشند.

۱۶- تدبیر منزل در حوزه ی بایدها و نبایدها است و مربوط به فلسفه ی عملی است.

۱۷- هیوم ریشه ادراکات حقیقی را در ذهن جست و جو می کند.

۱۸- به نظر طباطبایی، هیچگاه «باید» را از «هست» نمی توان به دست آورد.

۱۹- به نظر طباطبایی، منشاء «هست ها و بایدها» عقل است.

۲۰- اعتقاد عمومی به علیت بر طبق نظریه جدید غرب ناشی از عادت ذهنی است.

۲۱- به نظر هیوم پشت سرهم آمدن دو حادثه دلیلی بر رابطه ی علیت نمی تواند باشد.

۲۲- انسان برای اولین بار رابطه ی علیت را در نفس خود کشف کرد.

۲۳- حکمت الهی همان الهیات یا فلسفه ی علیا می باشد.

۲۴- سیاسات و منزلیات جزء فلسفه عملی می باشند.

۲۵- علامه معتقدند که اندیشه آدمی به کمک یک حکم به سوی مقصد خود حرکت می کند.

۲۶- نفس بوسیله ی قوه ی نظری می خواهد عالم خارج از خود را کشف کند.

۲۷- هیوم اصل علیت را قبول ندارد و آن را عقلانی نمی داند.

۲۸- فلسفه ی وسطی مشتمل بر هیأت است.

۲۹- فلسفه اولی به تبیین عقلانی احکام هستی می پردازد.

۳۰- عامل ارتباط هست ها و بایدها «فطرت» می باشد.

۳۱- به نظر طباطبایی اصل علیت،‌ اصل عقلی است که به مدد علم حضوری بدست می آید.

۳۲- ذهن از هر چه به علم حضوری دریافت می شود، یک مفهوم ذهنی می سازد.

۳۳- به نظر هیوم رابطه ی علیت یک رابطه ی جعلی و قراردادی است.

۳۴- به نظر هیوم مبنای همه ی شناخت های بشر تجربه است.

۳۵- به نظر طباطبایی اعتقاد به فطرت از ادراکات حقیقی است. 

 

درس سیزده : حیات فرهنگی

۱- حیات یک ملت در گرو حیات فرهنگی آن ملت است.

۲- گذشت زمان به خودی خود موجب مرگ یک فرهنگ نمی‌شود.

۳- زمانی فرهنگ یک ملت دستخوش زوال می‌شود که به حالت از خود باختگی در مقابل ملل دیگر برسد.

۴- به نظر غربیان اساس فکر و تمدن از یونان باستان گرفته شده است.

۵- انگیزه اصلی در پژوهش خاورشناسان نشان دادن برتری نژاد غربی در علم و تفکر است.

۶- مستشرقین به جای فلسفه‌ی اسلامی آن را به نام «فلسفه غربی» می‌خوانند.

۷- فلسفه تنها آموختن نیست پیمودن یک راه تکامل در درون است.

۸- سنت فلسفه اسلامی قادر به بهم‌آمیختن تفکر اسلامی و منطق و ریاضی می‌باشد.

۹- فلسفه اسلامی در حکم یک دیدگاه الهی بسبت به جهان است.

۱۰- تفکر و اخلاق از ویژگی‌های سنت فلسفی فیلسوفان اسلام است.

۱۱- مقالات فلسفس از آثار استاد شهید مطهری می‌باشد.

۱۲- بخش اول کتاب حکمه الاشراق در مورد منطق صوری ارسطو می‌باشد.

۱۳- به نظر خاورشناسان با مرگ این رشد حیات فلسفی در شرق خاموش شد.

۱۴- به نظر شهید مطهری مسائل فلسفه قبل از فلسفه‌ی اسلامی به ۲۰۰ سال رسیده است.

teach98.ir

مطالعه بیشتر