تجربه های معلمی-تسلط نداشتن بر زبان

تجربه های معلمی-تسلط نداشتن بر زبان

teach98.ir

 

تجربه های معلمی-تسلط نداشتن بر زبان

 

تجربه ای را از سومین سال از تدریس خودم در گیلان را بیان کنم دانش اموزی  بود که, چون به زبانشان کمتر تسلط داشتم , میخواستم بهش بقبولانم کلمه ای را یاد بگیرد اون برعکسش و انجام میداد. یعنی دانش اموز حرفش درست بود ولی من میخواستم اموزش خودم را بهش القا کنم چون زبانشون را کمتر میدونستم و نسبت به لهجشون کمتر اطلاعات کلفی داشتم نتیجتا متوجه شدم , نه دانش اموز همون حرفی رو که من میزنم  تکرار میکنه!!! و دیگه خودم و وادار کردم که  سال اول بیام و لحجه گیلکی رو بهتر یاد بگیرم تا بتوانم بر اینگونه فرهنگ این منطقه رو بهتر بشناسم تا در تدریسم مشکلی ایجاد نشود.

بعد از چندسال تدریس در گیلان , انتقال پیدا کردم به مازندران و بقیه ای خدمت خودم را در شهرستان امل به تدریس پرداختم.

 

تجربه های معلمی-تسلط نداشتن بر زبان

در اینجا جا داره یه خاطره شیرین از دوران تدریسم براتان بگویم. یک روز دخترم مریض شده بود شبی ساعت ۱۱ شب بردمش به مرکز بیمارستانی, زمانی که نوبت ما شد دیدم  اقا دکتر بلند شد و مستقیما میخواد دستم و ببوسه تعجب کردم گفتم شما ؟؟ گفت اقای دبیر من و نمیشناسین, من یک سالی رو در خدمت شما بودم, فلانی هستم افتخار کردم که چنین دانش اموزانی که به این درجاتی رسیدن.

تجربه معلمی همین که باید عشق داشته باشین.

 


 

سایت تدریس ایران(teach98.ir)

189 بازدید